حال من...

یکشنبه 30 آبان 1395 01:52 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨


به چشمام نگاه کرده باشی میگی


این اشکا و این گریه آشوب نیست


چی باید بگم تا که توجیه شی


بلند شو برو حاله من خوب نیست


میدونم کنارم نشستی ولی


تو دلت پیشه من تنگ و ناراحته


پر از اضطرابم پر از استرس


تو اما خیالت یه جا راحته


بازم سد راهت شدم تا نری


شاید مشکل از این دله سادمه


تو با خاطراتت به من میرسی


من از آرزوهام تو رو یادمه


میدونم که از دست من خسته ای


تو میبینی این حال افسردمو


به دردت نخوردم فقط چند سال


رو دوشت کشیدی تن مردمو


♫♫♫♫♫♫


به اونم بگو اون که جای منه


بگو بودنش از دعای منه


بگو چند ساله به پایه منه


بگو عاشق خنده های منه


بگو چشمامو اشک اون سیر کرد


پاهامو شکستو زمین کرد


بگو چند سالی منو پیر کرد


بگو منتظر بودمو دیر کرد


 دیر کرد


بازم سد راهت شدم تا نری


شاید مشکل از این دله سادمه


تو با خاطراتت به من میرسی


من از آرزوهام تو رو یادمه


میدونم که از دست من خسته ای


تو میبینی این حال افسردمو


به دردت نخوردم فقط چند سال


رو دوشت کشیدی تن مردمو



آهنگ علیرضا روزگار بنام حال من


برای دانلود کلیک کن





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 30 آبان 1395 01:59 ب.ظ

روزهای کودکی...

یکشنبه 30 آبان 1395 01:45 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی...

آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود

عشق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود

تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند

تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 30 آبان 1395 01:49 ب.ظ

غصه نخور دلم...

شنبه 29 آبان 1395 10:40 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

غصه نخور دلم...

اونیکه تورو شکسته

خدا جوابشو میده!



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 29 آبان 1395 10:42 ب.ظ

فراموش...

شنبه 29 آبان 1395 10:15 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

اونی که

از من گذشت

در گذشت

روحش سرگردان

و یادش فراموش...



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 30 آبان 1395 07:30 ق.ظ

رفت!؟...

شنبه 29 آبان 1395 10:11 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

رفت!؟

خدا رفتگان شما را هم بیامرزد....



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 29 آبان 1395 10:13 ب.ظ

ببخشید لیوان...

جمعه 28 آبان 1395 08:01 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

- یه لیوان رو از تو کابینت بردار

+ خب؟!

- پرتش کن زمین!

+ آره شکست؟!

- حالا ازش عذرخواهی کن!

+ ببخشید لیوان،منظوری نداشتم!

- درست شد؟!

+نه!

- پس یکم بفهم...



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 28 آبان 1395 08:05 ق.ظ

دیگه حوصله ندارم...

پنجشنبه 27 آبان 1395 09:51 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

خدایا 

میدونم هنوزم وقت دارم

ولی خب دیگه

حوصله ندارم

اگه تو نمیاریم

خودم میام...



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 آبان 1395 09:59 ب.ظ

از این حالم...

پنجشنبه 27 آبان 1395 09:47 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

من  از این حالم

به مردم
 
دروغ های خوبی میگویم...



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 آبان 1395 09:50 ب.ظ

خریت محض است...!

پنجشنبه 27 آبان 1395 09:31 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

نه اسمش عشق هست نه علاقه 

نه حتی عادت!

خریت محض است...!

دلتنگ کسی باشی

که دلش با تو نیست...!



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 آبان 1395 09:33 ب.ظ

عدالت بود یا خیانت؟!...

پنجشنبه 27 آبان 1395 09:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

عدالت بود یا خیانت؟!

وقتی نوشت:

"دوستت دارم"

و برای دو نفر فرستاد...



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 27 آبان 1395 09:30 ب.ظ

تنهایی یعنی...

سه شنبه 25 آبان 1395 09:19 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

تنهایی یعنی...

همین الان که دل من گرفته...



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 آبان 1395 09:20 ب.ظ

قسم مادرم....

سه شنبه 25 آبان 1395 09:14 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

به سلامتی روزی که...

بشم قسم مادرم!

بگه:

ارواح خاک دخترم...!



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 آبان 1395 09:15 ب.ظ

منم...!

سه شنبه 25 آبان 1395 09:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

میخوام یه تیپ بزنم خفن

شما یه دست مشکی بپوشین

منم کفن...!



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 آبان 1395 09:11 ب.ظ

تکرار غریبانه روزهایت...

سه شنبه 25 آبان 1395 09:00 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

آنه شرلی هم نشدم تا یکی بهم بگه:

آنه

تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت


وقتی روشنی چشم هایت


در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود...




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 25 آبان 1395 09:02 ب.ظ

باورت شود...

دوشنبه 24 آبان 1395 10:29 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✨zatanna✨

کاش در این شهر دکتری پیدا میشد...

و تو رو برایم تجویز میکرد

تا باورت شود حال من

فقط با تو خوب میشود...



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 24 آبان 1395 10:31 ب.ظ



تعدادکل صفحات : 4 1 2 3 4